حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
550
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
بگريخت و دولت اغلبيان برافتاد و عبيد الله مهدى از زندان سلجماسه درآمد و ابو - عبد الله كه بنام على و فاطمه دعوت ميكرد بگفت تا بمنبرها درود رسول و حسين و فاطمه گفتند و دعوت اسمعيليان كه سالها در خفا بود به نتيجه رسيد و دولت فاطميان كه بعضى آن را بانتساب عبيد الله مهدى دولت عبيديان گويند پا گرفت كه مدتى دراز ببود . اسمعيليان در ايام قدرت دولت فاطمى كار دعوت را در همه ولايتهاى اسلام بنظام آورد كار يمن آشفته بود كه ابن حوشب با على بن فضل كه بخلاف اسمعيليه بود پيكار داشت و او عدن و لاعه را گرفته بود به سال 303 مسموم بمرد . ابن حوشب نيز پيش از او بسال 302 درگذشته بود و دعوت اسمعيلى در يمن سست شده بود و سنيان بقلع اسمعيليان برخاستند كه ناچار دعوت خويش را نهان كردند تا به نيمه قرن پنجم بدوران مستنصر فاطمى بدست على بن محمد صليحى بار ديگر در يمن شوكت يافتند . كار بحرين نيز نابسامان بود ، ابو سعيد جنابى و پسرش سعيد تقرب عباسيان ميجستند ، قرمطيان كه مخلص فاطميان بودند بشوريدند و سعيد را برداشتند و امارت را به ابو طاهر برادرش دادند و عبيد الله مهدى رفتارشان را تأييد كرد ( 305 ) ابو طاهر جنگها انداخت كه عباسيان را مشغول دارد و فاطميان مصر را بگيرند و چون ابو طاهر بمرد قائم مقام فاطمى برادرش احمد را برياست بحرين گذاشت اما طرفداران ابو طاهر و ياران احمد اختلاف كردند و ميانشان جنگها شد و نيز ميان قرمطيان بحرين و فاطميان مدتها جنگ و اختلاف بود .